"دنیای سیاست٬ دنیای کثیفیست". و بارها شده که من به واسطه شنیدن این جمله خودم را از شرکت در بازی های سیاسی منع کردم.در دو دوره کاندیدا شدن خاتمی،علاقه به او باعث شد بسیاری از جوانها صرفا به دلیل دوست داشتن کاندیداي مورد نظرشون، فارغ از دغدغه و انگیزه های سیاسی از او حمایت و تبلیغ کنن،این قشر در هیچ حزب و گروهی عضو نبودن و از پشت برده بازیهای سیاست هم خبری نداشتن.دغدغه پست و مقام هم نداشتن.و تنها دلخوشی و نگرانی آنها برنده شدن کاندیداي محبوبشان در انتخابات بود.شاید این موضوع در مورد کل کشور هم صدق کند ولی من در مورد یزد می نویسم.امروزه شاهد اتفاقات زیادی در دنیای سیاست یزد هستیم.در این دنیا تو یک پله می شوی برای بالا رفتن دیگران و له شدن زیر منافع سیاسی آنها.ابزاری می شوی برای رسیدن به اهدافشان،اگر هم در مسیر این حرکت اتفاقی برای تو بیفتد ،بدون هیچ تعارفی و کمکی راحت و آرام از کنارت می گذرن.یکی می گفت:"رفتار و صحبتهای افراد سیاسی با واقعیت وجودی و عمل آنها از اینجا تا ثریا فاصله هست.فلسفه سیاست یعنی رسیدن به قدرت،دنیای سیاست، آدمهای بی رحم خودش را می طلبه؛ پس، از اونها و دنیاشون فاصله بگیر".اونقدر راحت از تو و علایق تو سوء استفاده می کنن که یه روز به خودت میای و می بینی داری با اکراه از اون علایقت حرف می زنی.در اين مدت 5-4سال رفتار بعضی از این افراد را با خودم و دوستانم دیدم و فهمیدم دید اونها بسیار محدودتر از اون چیزیست که فکر می کردم.حالا هم ما ماندیم و قشری که مردد مانده در دنبال کردن علایق خود چه سیاسی و چه غیر سیاسی. به قول سهراب:
من قطاری دیدم که سیاست می برد و
چه خالی می رفت.
